خرید بک لینک
گاهی خودم را دست طوفان می سپارم
وقتی برای با تو  بودن  بی قرارم

در وسعت تنهایی ام مثل کبوتر
یک جورهایی خوب من دلشوره دارم

 هرچند گفتم چشم هایت بی وفایند
این جمله را گفتم ولی باور ندارم

 حتی دلم می خواهد این فریاد ها را
در عمق سرد خستگی هایم بکارم

 با من نگو این ها سزای دل نبودند
من ناسزاهای زمان را می شمارم

 بگذار بین شعر مثل اشک و لبخند
احساس گرم با تو بودن را ببارم

#مهدی میرآقایی

برچسب: میرآقایی, نویسنده: غزل امیری تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 15:41

صفحه بندی